تبلیغات
سفیر حق


محشر پر از هیاهو بود و زن در اضطراب

بی مقدمه فریاد کشید:

خدایا! خودت مرا زیبا آفریدی ، خودت مرا آراستی و جلوه دادی،

همین ها بود  که دام زندگی ام شد...

حرفش تمام نشده بود که مریم را آوردند؛ مریم مقدس.

تا نگاهش کرد، از زیبایی اش مبهوت شد و از عفّتش غرق در خجالت.

دیگر حرفی برای گفتن نداشت
نوشته شده در شنبه 18 مرداد 1393 توسط جعفرپور | نظرات ()




طراح قالب
Weblog Skin

قالب وبلاگ

گالری عکس بازیگران سینما

کتابخانه الکترونیکی

قالب وبلاگ

گرافیک کامپیوتری opengl