تبلیغات
سفیر حق


دختركـ از گذشتـ‌ه اش پشیما بود.

خستـ‌ه از نگآه های هوس آلود

امآ

خجالـت مے كشید برگردد

مے ترسید از همهمـ‌ه ها و پچ پچ ها...

بگذار من بـ‌ه تـو بگویم: خواهرمـ‌!

از یكجایـے باید همـ‌ه پلهای پشت سرت را خراب كنے

از یكجایـے بـ‌ه بعد باید برای خودش باشے

یك جاهایـے باید سرت را بیندازی پاییـ

و فقط بـ‌ه خودش توكل كنے

بدو شنید هیچ صدایے...

آیا او بـرای تو كافے نیست؟ 
نوشته شده در دوشنبه 18 فروردین 1393 توسط جعفرپور | نظرات ()




طراح قالب
Weblog Skin

قالب وبلاگ

گالری عکس بازیگران سینما

کتابخانه الکترونیکی

قالب وبلاگ

گرافیک کامپیوتری opengl